عزيز الدين النسفي ( مترجم : دهشيرى )
98
مجموعه رسائل ( كتاب الإنسان الكامل ) ( فارسى )
جاه اعتماد نكنى ، كه هر چيز كه در زير فلك قمر است و افلاك بر ايشان مىگردد بر يك حال نمىماند ، و البته از حال خود مىگردند . يعنى حال اين عالم سفلى بر يك صورت نمىماند ، هميشه در گردش است ، هر زمان صورتى مىگيرد و هر ساعت نقشى پيدا مىآيد . صورت اول هنوز تمام نشده است و استقامت نيافته است كه صورت ديگر آمد و آن صورت اول را محو گردانيد ؛ به عينه كار عالم به موج دريا مىماند يا خود موج درياست ، و عاقل هرگز بر موج دريا عمارت نسازد و نيّت اقامت نكند . ( 34 ) اى درويش ! درويشى اختيار كن ، كه عاقلترين آدميان درويشانىاند كه به اختيار خود درويشى اختيار كردهاند ، و از سر دانش نامرادى برگزيدهاند ، از جهت آنكه در زير هر مرادى ده 75 نامرادى نهفته است بلكه صد ، و عاقل از براى يك مراد صد نامرادى تحمل نكند ، ترك آن يك مراد كند تا آن صد نامرادى نبايد كشيد . ( 35 ) اى درويش ! به يقين بدان كه ما مسافرانيم و البته ساعة فساعة درخواهيم گذشت و حال هريك از ما هم مسافر است و البته ساعة فساعة خواهد گذشت و اگر دولت است مىگذرد و اگر محنت است هم مىگذرد . پس اگر دولت دارى اعتماد بر دولت مكن كه معلوم نيست كه ساعت ديگر چون باشد و اگر محنت دارى هم دل خود را تنگ مكن كه معلوم نيست كه ساعت ديگر چون باشد ، دربند آن مباش كه آزارى از تو به كسى رسد ، بهقدر آنكه مىتوانى راحت مىرسان . و الحمد للّه ربّ العالمين . تمام شد رسالهء اوّل